تبليغاتX
ای روزگار

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شادیم بخشیده از اندوه پیش
همچو بارانی که شوید جسم خاک
هستیم ز آلودگی ها کرده پاک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من
ای ز گندمزار ها سرشارتر
ای ز زرین شاخه ها پر بارتر
ای در بگشوده بر خورشیدها
در هجوم ظلمت تردید ها
با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست
هست اگر ‚ جز درد خوشبختیم نیست
ای دلتنگ من و این بار نور؟
هایهوی زندگی در قعر گور؟
ای دو چشمانت چمنزاران من
داغ چشمت خورده بر چشمان من
پیش از اینت گر که در خود داشتم
هر کسی را تو نمی انگاشتم
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سرنهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش ‚ نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن…

زر نهادن در کف طرارها
گمشدن در پهنه بازارها
آه ای با جان من آمیخته
ای مرا از گور من انگیخته
چون ستاره با دو بال زرنشان
آمده از دوردست آسمان
از تو تنهاییم خاموشی گرفت
پیکرم بوی همآغوشی گرفت
جوی خشک سینه ام را آب تو
بستر رگهایم را سیلاب تو
در جهانی این چنین سرد و سیاه
با قدمهایت قدمهایم براه
ای به زیر پوستم پنهان شده
همچو خون در پوستم جوشان شده
گیسویم را از نوازش سوخته
گونه هام از هرم خواهش سوخته
آه ای بیگانه با پیراهنم
آشنای سبزه زاران تنم
آه ای روشن طلوع بی غروب
آفتاب سرزمین های جنوب
آه آه ای از سحر شاداب تر
از بهاران تازه تر سیراب تر
عشق دیگر نیست این ‚ این خیرگیست
چلچراغی در سکوت و تیرگیست
عشق چون در سینه ام بیدار شد
از طلب پا تا سرم ایثار شد
این دگر من نیستم ‚ من نیستم
حیف از آن عمری که با من زیستم
ای لبانم بوسه گاه بوسه ات
خیره چشمانم به راه بوسه ات
ای تشنج های لذت در تنم
ای خطوط پیکرت پیراهنم
آه می خواهم که بشکافم ز هم
شادیم یکدم بیالاید به غم
آه می خواهم که برخیزم ز جای
همچو ابری اشک ریزم هایهای
این دل تنگ من و این دود عود؟
در شبستان زخمه ها ی چنگ و رود؟
این فضای خالی و پروازها؟
این شب خاموش و این آوازها؟
ای نگاهت لای لایی سحر بار
گاهواره کودکان بی قرار
ای نفسهایت نسیم نیمخواب
شسته از من لرزه های اضطراب
خفته در لبخند فرداهای من
رفته تا اعماق دنیا های من
ای مرا با شعور شعر آمیخته
این همه آتش به شعرم ریخته
چون تب عشقم چنین افروختی
لا جرم شعرم به آتش سوختی
(فروغ فرخزاد)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 17:27  توسط عمو علی | 
مرد جوانی از سقراط پرسید راز موفّقیت چیست.

 سقراط به او گفت، "فردا به کنار نهر آب بیا تا راز موفّقیت را به تو بگویم." صبح فردا مرد جوان مشتاقانه به کنار رود رفت.

سقراط از او خواست که به سوی رودخانه او را همراهی کند. جوان با او به راه افتاد. به لبهء رود رسیدند و به آب زدند و آنقدر پیش رفتند تا آب به زیر چانهء آنها رسید.

ناگهان سقراط مرد جوان را گرفت و زیر آب فرو برد. جوان نومیدانه تلاش کرد خود را رها کند، امّا سقراط آنقدر قوی بود که او را نگه دارد. مرد جوان آنقدر زیر آب ماند که رنگش به کبودی گرایید و بالاخره توانست خود را خلاصی بخشد..

همین که به روی آب آمد، اوّل کاری که کرد آن بود که نفسی بس عمیق کشید و هوا را به اعماق ریه فرو فرستاد. سقراط از او پرسید، "زیر آب که بودی، چه چیز را بیش از همه مشتاق بودی؟" گفت، "هوا."

سقراط گفت، "هر زمان که به همین میزان که اشتیاق هوا را داشتی موفّقیت را مشتاق بودی، تلاش خواهی کرد که آن را به دست بیاوری؛ راز دیگری ندارد."

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 13:15  توسط عمو علی | 

عاشق بدی روزی مرا
همسایه ای بودی مرا
نور میدادم من تو را
شور میدادم من تورا
اما تو در رویای خود
رفتی شوی از من جدا
عشق زمینی داشتی
گفتی روم کردم رها
گفتم برو و شاد باش
اما گهی اینجا بیا
از قلب تو تا خانه ام
راهی بنا کردم سوا
جایی بنا کردم سپس
گفتم گهی اینجا بیا
حالا دگر تو رفته ای
من مانده ام چشمم به راه
تا قلب تو یادم کند
یادی ز روز نورها
یادی ز ایام قدیم
یادی ازآن نو روزها
قلبت دگر از نور نیست
تو گشته ای از من جدا
نوری که روزی میچکید
از بین آن انگشتها
حالا تو گویی مانده است
رنگ خدا آن دورها
رفتی مهاجر از برم
گفتی بیایم روزها
سالها هم رفت و رفت
من مانده ام چشمم به راه ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 19:38  توسط عمو علی | 

به سراغ من اگر می آیید،
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
پشت هیچستان رگ های هوا، پر قاصدهایی است
كه خبر می آرند، از گل واشده دور ترین بوته خاك.
روی شن ها هم، نقش های سم اسبان سواران ظریفی
است كه صبح
به سر تپه معراج شقایق رفتند.
پشت هیچستان، چتر خواهش باز است:
تا نسیم عطشی در بن برگی بدود،
زنگ باران به صدا می آید.
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی، سایه نارونی تا ابدیت جاری است.

***
به سراغ من اگر می آیید،
نرم و آهسته بیایید، مبادا كه ترك بر دارد
چینی نازك تنهایی من

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 15:26  توسط عمو علی | 
زیباترین های دنیا را در این پست ببینید ....

ارزش دیدن رو داره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت 14:42  توسط عمو علی | 

 قصاب با دیدن سگی که به طرف مغازه اش نزدیک می شد حرکتی کرد که دورش کند اما کاغذی را در دهان سگ دید .کاغذ را گرفت.روی کاغذ نوشته بود" لطفا۱۲ سوسیس و یه ران گوشت بدین ۱۰ "دلار همراه کاغذ بود.قصاب که تعجب کرده بود سوسیس و گوشت را در کیسه ای گذاشت و در دهان سگ گذاشت .سگ هم کیسه را گرفت و رفت .
قصاب که کنجکاو شده بود و از طرفی وقت بستن مغازه بود تعطیل کرد و بدنبال سگ راه افتاد .
سگ در خیابان حرکت کرد تا به محل خط کشی رسید . با حوصله ایستاد تا چراغ سبز شد و بعد از خیابان رد شد.قصاب به دنبالش راه افتاد. سگ رفت تا به ایستگاه اتوبوس رسید نگاهی به تابلو حرکت اتوبوس ها کرد و ایستاد .قصاب متحیر از حرکت سگ منتظر ماند .
اتوبوس امد, سگ جلوی اتوبوس امد و شماره انرا نگاه کرد و به ایستگاه برگشت .صبر کرد تا اتوبوس بعدی امد دوباره شماره انرا چک کرد اتوبوس درست بود سوار شد.قصاب هم در حالی که دهانش از حیرت باز بود سوار شد.
اتوبوس در حال حرکت به سمت حومه شهر بود وسگ منظره بیرون را تماشا می کرد .پس از چند خیابان سگ روی پنجه باند شد و زنگ اتوبوس را زد .اتوبوس ایستاد و سگ با کیسه پیاده شد.قصاب هم به دنبالش.
سگ در خیابان حرکت کرد تا به خانه ای رسید .گوشت را روی پله گذاشت و کمی عقب رفت و خودش را به در کوبید .این کار را بازم تکرار کرد اما کسی در را باز نکرد.
سگ به طرف محوطه باغ رفت و روی دیواری باریک پرید و خودش را به پنجره رساند و سرش را چند بار به پنجره زد و بعد به پایین پرید و به پشت در برگشت.
مردی در را باز کرد و شروع به فحش دادن و تنبیه سگ و کرد.قصاب با عجله به مرد نزدیک شد و داد زد :چه کار می کنی دیوانه؟ این سگ یه نابغه است .این باهوش ترین سگی هست که من تا بحال دیدم.
مرد نگاهی به قصاب کرد و گقت:تو به این میگی باهوش ؟این دومین بار تو این هفته است که این احمق کلیدش را فراموش می کنه !!!

 ********************************************
نتیجه اخلاقی :
اول اینکه مردم هرگز از چیزهایی که دارند راضی نخواهند بود.
و دوم اینکه چیزی که شما انرا بی ارزش می دانید بطور قطع برای کسانی دیگر ارزشمند و غنیمت است.
سوم اینکه بدانیم دنیا پر از این تناقضات است.
پس سعی کنیم ارزش واقعی هر چیزی را درک کنیم و مهمتر اینکه قدر داشته های مان را بدانیم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 19:42  توسط عمو علی | 

زندگی رسم خوشایندی ست

زندگی بال وپری دارد با وسعت مرگ

پرشی دارد اندازه عشق

زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود

زندگی نوبرانجیرسیاه در دهان گس تابستان است

زندگی بعد درخت است به چشم حشره

زندگی تجربه شب پره در تاریکی است

زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد

زندگی سوت قطاری است که در خواب پلی می پیچد

زندگی دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیماست

زندگی فکر بوییدن گل در کره ای دیگر است

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 11:47  توسط عمو علی | 
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 18:2  توسط عمو علی | 
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
آقای …….. صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر
۱ماه تکیه راه می اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می مالد
و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت می شود و میانداری می کند
و روزها  مردم را لخت می کند و زورگیری ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می کند
وآخرین ورژن! پوسترهای علی اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
آقای ….. تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می کند
و تا آخر سال هم مشتری هایش را!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می زند و علم می کشد
ولی در ماه رمضان سیگار ازلبش نمی افتد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
سیامک چشم چرون! که پاتوقش همیشه‌ی خدا نزدیک مدارس دخترانه است
دردسته جات عزاداری اسفند دود می کند!
حسین (ع)  هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
نیما پشت ماکسیمایش می نویسد "من سگ کوی حسینم"
ولی هیچ وقت از چارلی!سگ ۱۱ماهه اش دور نمی شود!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
حاج ........ مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی
حقوق۵۰ روز یک کارگر را می گیرد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
آقای ........ رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا می دهد
و ۳۳۵ روزهم با اضافه کردن آب شیرشان را می دوشد!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم
مولا بر مصیبت ما می گرید!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
حاج آقا ......  ۹ شب مردم را به تقوی دعوت می کند
ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوی می کند!
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
هیت امنای مسجد ..........علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می کنند
و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه می زنند و گریه می کنند !
حسین (ع) هنوز مظلوم است!
چون وقتی محرم می آید...
کل یوم عاشورا یعنی...۱۰ روز و شب ...غم گریه
کل ارض کربلا یعنی...چند مسجد و چند تکیه !
حسین (ع)  هنوز مظلوم است!
چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد
او هم می رود تا سال بعد ! تا یاد بعد!
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 19:0  توسط عمو علی | 
درخت غنچه بر آورد و بلبلان مستند

جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند

حریف مجلس ما خود همیشه دل می برد

علی الخصوص كه پیرایه ای بر او بستند

بساط سبزه لگدكوب شد به پای نشاط

ز بس كه عارف و عامی به رقص برجستند

دو دوست قدر شناسند عهد صحبت را

كه مدتی ببریدند و باز پیوستند

به در نمی رود از خانگه یكی هشیار

كه پیش شحنه بگوید كه صوفیان مستند

یكی درخت گل اندر فضای خلوت ماست

كه سروهای چمن پیش قامتش پستند

اگر جهان همه دشمن شود به دولت دوست

خبر ندارم از ایشان كه در جهان هستند

مثال راكب دریاست حال كشته عشق

به ترك یار بگفتند و خویشتن رستند

به سرو گفت كسی میوه ای نمی آری

جواب داد كه آزادگان تهی دستند

به راه عقل برفتند سعدیا بسیار

كه ره به عالم دیوانگان ندانستند

سعدی

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 1:35  توسط عمو علی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دلم میخواد بخوابم..
برای همیشه..شاید توی خواب مهربونیاشو ببینم..شاید توی خواب دیگه قهری نباشه..شاید توی خواب دیگه ...
شاید اینطوری راحت میشه
کاش خوابم ببره

نوشته های پیشین
88/02/01 - 88/02/31
87/12/01 - 87/12/30
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
پیوندها
بقچه دل من
بقچه دل من
چکامه
قاصدک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM